Monday, February 26








رفتم به باغ تا که بچینم سحر گلی
آمد به گوش ناگهم آواز بلبلی


مسکین چومن بعشق گلی گشته مبتلا
واندر چمن فکنده زفریاد، غلغلی


میگشتم اندر آن چمن وباغ دمبدم
میکردم اندر آن گل و بلبل تآمـَلی



چون کرد در دلم اثر آواز عندلیب
گشتم چنانکه هیچ نماندم تحمَلی



بس گل شکفته میشود این باغ را ولی
کس بی جفای خار نچیده است از او گلی



گل یار خار گشته وبلبل قرین عشق
آن را تغیَیری نه واین را تبدَلی



حافظ مدار امید فرج از مدار چرخ
دارد هزار عیب وندارد تفضَلی





1 گل نوشته:

آساره شمس said...

سلام من ورود دوستان گل ونازنینم رو به این مکان خوش آمد میگم